رمان صليب عشق-6
هرگز اميد را از كسي سلب نكن
شايد تنها دارايي او
باشد...
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21:56 توسط sahar
|
هرگز اميد را از كسي سلب نكن
شايد تنها دارايي او
باشد...
دستم بوي گل مي داد مرا به جرم چيدن گل محكوم كردند...
اما هيچكس فكر نكرد كه شايد...
يك گل كاشته باشم
قسمت پنجم رمان
مرسی از کسایی که با نظراشون بهم قوت قلب می دهند.برید ادامه مطلب.![]()
![]()
ببينيد چه دختر خوبيم حالا هي بگيد سحر بده.گفته بودم ساعت ۱۱ مي ذارم ولي دلم نيومد منتظرتون بذارم.
سريع بريد ادامه مطلب![]()
فعلا بااااااااااي![]()
مرسی از استقبال گرمتون سعی می کنم زود به زود بذارم.یه تشکر گرم هم از دوست و آشنای بسیار گلم بهناز عزیزم دارم.منتظرتون نمی ذارم برید ادامه مطلب
![]()
نام رمان-صلیب عشق
نویسنده-سحررحیمی