رمان صلیب عشق-2
با هزار خستگي در خونرو باز كردم و وارد شدم.
-سلام مامان
-خوش گذشت؟
-بد نبود
اومدم برم اتاقم كه مامان گفت:ترسا؟
برگشتم طرفش-بله مامان.
-فردا آراد مياد دنبالت؟
با بي حوصلگي گفتم واسه ي چي؟
-مياد باهم حرف بزنيد خانم كياراد خيلي اصرار داشت كه بيايند واسه ي خواستگاري ولي آراد گفته اول مي خواد با خودت صحبت كنه.
-بهش بگو زحمت نكشه من فردا كلاس دارم
-اين چه طرز حرف زدنه؟
-حقشونه ده بار تا حالا گفتم من نمي خوام ازدواج كنم.ولي كو گوش شنوا؟
-همين كه گفتم ترسا فردا آراد مياد دنبالت.
با عصبانيت رفتم تو اتاقم و در رو زدم به هم.
موقع نهار هم پايين نرفتم.گوشيم زنگ خورد.
-بله
-از شبنم به خر چسبونه ترسا
-واي شبنمي حوصلتو ندارم قطع كن بعد زنگ بزن
-مرض و حوصله ندارم مي خواهيم بريم پاتوق .ماشينتو بردار بيا دنبالمون.
-پس راننده شخصي مي خواهيد كه زنگ زديد به من.
-تو اينطور فكر كن.
-حالا كيا هستند؟
-من و بنفشه و شيدا و ساناز و سام و ايلراي و رامين و ساميار و تو خر چسبونه.
-ا..............بي ادب
-بابا با ادب .بابا خانم دكتر.
-وايستيد حاضر شم تا نيم ساعت ديگه ميام دنبالتون.
-چي شد تغيير عقيده دادي؟ببين ترسا مشكوك مي زنيا.
-گمشو بابا.مي بينمت.
-باشه عسلم تا نيم ساعت ديگه.
سريع مانتو آبي روشنم را پوشيدم .شلوار لي مشكي تنگ پاچه تفنگي ام رو هم پوشيدم.يه شال مشكي و آبي هم سرم كردم.كمي آرايش كردم عطرم رو هم روي خودم خالي كردم.كيفم رو برداشتم و زدم بيرون.
مامان-كجا به سلامتي؟
-با بچه هاي دانشكده مي ريم بيرون.
-كي بر مي گردي؟
-تا يازده خونه ام.
-حالا كجا مي ريد؟
-مامان بيست سواليه؟مي ريم پاتوق همون جاي هميشگي.
-به سلامت.
سريع سوار ماشين شدم و رفتم دنبال بنفشه و شبنم.
شبنم با ديدنم سوتي زد و گفت:تيپت تو حلقم ترسا خانوم.
بنفشه-خدا وكيلي ناز شدي در حد لاليگا.كي رو مي خواي خونه خراب كني؟
شبنم-بابا ايلراي جون كه همينجوري خونه خراب هست.
-هر دوتون لطفا خفه شيد.ok?
ادامه دارد...
در گفتن و شنیدن جمله دوستت دارم چه هست؟کسی که می گوید عاشق تر می شود و کسی که می شنود بی تفاوت تر